خطايى ، على اكبر

105

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

اما آن‌كس كه به چوب زدن قتل نفس كرده صورت مىدهيم بر قصاص او كه بعد از سه سال او را قتل بكنند . اما او را نگاه دارند تا آن زمان و شما را به زودى بگذارند . و آن صورت را چون مفتيان خطاى نوشتند و در سراى پادشاه فرستادند روز ديگر جواب به‌در « 1 » آمد كه آن شخص كه خونى است او را نگاه داشتند و مايان را بگذاشتند . از براى آنكه در خانبالغ همه مهم جز وى و كلى را به پادشاه بايد عرض كردن . اما در ماسواى خانبالغ به خادمانى كه هر قسم [ ملك خطاى ] را به آن خادمان « 2 » تفويض كرده‌اند ، اگر مصلحت جزئى باشد خادم حكم كند . اگر كلى بود به خاقان عرض بفرستند و هرچه سازند به علم اوست . و بعضى زندانيان را بعد از بند و عقوبت بسيار چون روى به خلاصى نهند گروه گروه از زندان بيرون آرند و سر بازارها و گذرها كندهاى سرب ريخته در گردن ايشان گذرانيده و در دست و پاى ايشان بندهاى آهن و از شيب « 3 » بغلهاى ايشان آويخته چنان كه پايهاى ايشان به زمين نرسد [ و آن عقوبتها از براى ترسانيدن خلق بود ، و ] « 4 » در آن سختى اگر ماهى به سر بردند و زنده ماندند بعد از آن فرود آرند و هر يك را صد چوب بر كون برهنهء « 5 » ايشان بزنند ، زيرا كه قاعدهء خطاى است . اگر مرد بود تنبان او را بكنند [ و ] بر كون برهنهء او چوب بزنند ، و اگر عورت بود بر بالاى تنبان او چوب بزنند . و تحميل جريمه كنند و جريمهء او چند مد « 6 » برنج سفيد و يا گندم و يا ارزن ، و اگر قوت جريمه را دادن ندارد برو چند ساله تحميل ميل بانى و يا پاسبانى و يا عسسى و غيره از براى جرمانهء او در جاى او « 7 » بفرمايند . و چون مدت آن خدمت به‌سرآيد پيش ضابط آن شهر برود و عرضه داشت خود را ببرد و بر احوال او مطلع شوند و صد چوب بر كون برهنهء او بزنند و بعد از آن خط خلاصى او بدهند . و جريمهء خطائيان همه ازين نوعها بود ، و زر و نقره جريمه ستانيدن رسم نيست .

--> ( 1 ) - س‌ها : بيرون ( 2 ) - ق : به خادمى ( 3 ) - س‌ها : شيو ( 4 ) - ق : كه به آن عقوبت ( 5 ) - س 610 : كون بدنه ( 6 ) - س‌ها : مت ( 7 ) - س‌ها : ندارد